فکر
مى کنید فاصله «خودفراموشى» تا «خدافراموشى» چه قدر است؟
از
یاد بردن
این
که: «من کیستم؟»، «که بوده ام؟»، «کجایم؟»، «به کجا مى روم؟»، «چه گونه باید
باشم؟»، «چه باید بکنم؟»، «هدفم چیست؟»، «چه مى خواستم؟»، «چه باید بخواهم؟» و ...
دهها از این گونه سؤالها، نشانه نوعى «خود فراموشى»
است.
همین غفلت و نسیان ها است که انسان را به «گناه»، «تکبر»، «غرور»، «طغیان»، «تباهى»
و «دنیازدگى» مى کشاند.
اما
این «خود»ى که این همه مهم است و غفلت از آن، هستى سوز، چیست؟
غیر
از «خود طبیعى»، که به جنبه فیزیکى و اعضا و اندام و جسم ما مربوط مى
شود
و
غیر از «خود اجتماعى»، که جایگاه ما را در جامعه و در ارتباط با مردم و محیط
پیرامون و زندگى شخصى و اجتماعى و صنفى ما مشخص مى سازد، یک «خود انسانى» هم
داریم، که موقعیت ما را به عنوان یک «انسان» در مجموعه هستى نشان مى
دهد.
شناخت
این «خود»، هم لازم تر و هم سودمند تر است. ساختن
این «خود» نیز، هم دشوارتر، هم سعادت آور تر است. خیلى
ها خود طبیعى و خود اجتماعى خویش را مى شناسند، اما در زمینه آن «خود برتر»، یا
غافلند، یا خود را به غفلت مى زنند و از اندیشه و تلاش درباره آن طفره مى روند و
حاضر نیستند بیاندیشند که درکجاى «دستگاه خلقت» قرار دارند.
این
که مى گوییم باید «خود» را شناخت، شامل مجموعه «استعداد»ها و زمینه هاى
«رشد» نیز مى شود. مواهب الهى و نعمتهایى که ما را احاطه کرده
است نیز، در همین محدوده قرار مى گیرد. شناخت «کرامت انسان» و «ارزش
وجودى» نیز، جزو همین قلمرو است. آنکه موهبت ها و استعدادهاى خود را نشناسد، از
«گنج وجود» بى بهره مى ماند و آنکه ارزش و قیمت خویش را نداند، خود را ارزان مى
فروشد و آنکه از «بعد الهى» و «خلیفة اللهى» خود بى خبر شد، تن به پستى و گناه
و حقارت مى دهد. شرط
نخست سودبردن در یک داد و ستد، توجه به بهاى متاع و کالاى خویش است؛ تا آن
را ارزان نفروشى و به زیان، معامله نکنى. پیشوایان
دین، «بهاى وجود» تو را همسنگ با «بهشت» دانستهاند ونظرشان کارشناسانه
است.
امام
جواد) علیه
السلام) در این زمینه می فرمایند:
"ارزش
وجود شما بهشت است و شما قیمتى جز بهشت ندارید،
آگاه باشید که خود را جز به بهشت نفروشید."
یعنى
اگر خود را به هر چه که کمتر از بهشت باشد بفروشى، زیان کرده اى. خود
را با هر چه مبادله کنى، براى خویش در همان حد قیمت گذارى کرده اى. اگر
دنیا را «تجارتخانه» اولیاء الهى دانسته اند، ارزش وجود نفیس انسان را هم گوشزد
کرده اند، تا خام و بى تجربه و بى خبر از قیمت، به بازار نرود و کلاهى به گشادى
دنیا بر سر «وجود ملکوتى» او نگذارند. وقتى
که مى تواند خود را اخروى کند، چرا دنیوى؟! و
اگر مى تواند فراتر از فرشته رود، چرا فروتر و پست تر از حیوان؟! وقتى
نتوانى سرمایه هاى وجودى خود را به بهره ورى برسانى و روز به روز از سرمایه خرج
کنى، بى آنکه نفعى به دست آورى، سرانجام روزى همه سرمایه خرج مى شود و تهیدست از
این بازار، باز خواهى گشت. اگر «خود» را فراموش نکرده باشى و «بهاى وجود» را
بشناسى، خود را زیرقیمت نمى فروشى
(برگرفته از کتاب "گامی
در مسیر "،
نوشته حجة الإسلام جواد محدثی)
«از
دنیا،
آخرت نیکو بسازیم»
پیرمردی
خسته، از راه دور به شوق زیارت امیرالمومنین(علیه
السلام)،
خود را به سپاه ایشان رسانده بود. رنج سفر بر دیده اش نمایان بود. سراغ حضرت را از
اصحاب گرفت. اصحاب او را
به محضر امیر مؤمنان (علیه
السلام)
راهنمایی کردند.
پیر
مرد بر آن حضرت سلام کرد و سپس عرض کرد: اى امیر مؤمنان! من
پیر مردى سالخورده ام
که از
جانب شام به نزد شما آمده ام. درباره
ى شما فضیلت های بى شماری شنیده ام و من گمان مى کنم که شما به زودى شهید می شوی.
پس از آنچه که خداوند به شما آموخته، بمن نیز بیاموز.
حضرت
فرمود: "همین گونه است اى پیر مرد، هر کس دو روز از عمرش (از نظر کسب کمالات) یکسان
باشد، ضرر و زیان دیده است، هر کس دنیا همت و هدفش باشد، هنگام جدایی از آن، سخت
حسرت و افسوس خواهد خورد؛ هر کس فردایش از امروزش بدتر باشد، (از رحمت خدا) محروم
است و
هر که آنگاه که دنیایش به سلامت است، از آنچه برای آخرت او زیان دارد باکی ندارد،
به هلاکت می رسد، و هر کس که در جهت رفع عیوب خویش نباشد، هوی و هوس بر او چیره شود
و هر که در نقصان و کاستى است (از کمالات او مرتبا کاسته می شود)، مرگ براى او بهتر
است.
اى
پیر مرد! همانا دنیا سبز و شیرین است و برایش مردمانی است و براى آخرت نیز مردمانی
است که خود را از مفاخره (برتری جوئی) با اهل دنیا نگهدارند، در دنیا به رقابت (با
اهل دنیا) نمی پردازند، به سرسبزی و خرمی دنیا شادمان و به فقر و بینوایی و تنگدستی
آن افسرده خاطر نمى شوند. اى
پیر مرد! ... چقدر
روز
ها و شب ها به سرعت از عمر آدمی می کاهند! پس زبانت را حبس کن و حساب سخنت را داشته
باش تا گفتارت اندک شود؛
مگر در خوبی ها.
اى
پیر مرد! آنچه
را براى خود مى پسندى براى مردم نیز بپسند و با مردم آنگونه رفتار کن که دوست دارى
با تو رفتار کنند."
سپس
رو به یارانش کرد و فرمود: "اى مردم! آیا نمى بینید که اهل دنیا در هر صبح و شام
حالت هاى گوناگونى دارند؟ یکى در بستر مرگ به خود می پیچد و دیگرى مریض به خانه ی
خویش افتاده است و سومی به عیادت مریضان می رود و آن دگر در حال جان کندن است و
دیگری امیدى به او نیست و دیگرى میان کفن است (و او را به سوی قبرش می برند).
دیگرى
در جستجوى دنیا است، در حالیکه مرگ او را مى جوید. دیگری غافل است و حال آنکه او
مورد غفلت واقع نمی شود(و فرشتگان کاملا اعمال و رفتار او را می نویسند و
مرگ او را می جوید)
و باقی ماندگان به دنبال گذشتگان مى روند." ...
آنگاه
امام على (علیه
السلام)
رو به پیرمرد کرد و فرمود: "اى پیرمرد! به راستى که خداوند متعال، مردمى
آفرید که به خاطر عنایتی که به ایشان داشت دنیا را بر آنان تنگ گرفت، سپس آنان را
نسبت به دنیا و مال دنیا بی رغبت کرد؛
پس مشتاق سرای سلامتی شدند که ایشان را به آن دعوت کرده است. بر تنگى معاش و
ناراحتى صبر کرده و مشتاق آنچه نزد خدا از کرامت وجود دارد، گشتند و جانشان را برای
بدست آوردن خشنودی خدا تقدیم داشتند و سرانجام اعمالشان شهادت است. پس خدا را
ملاقات کردند؛ در حالى که از آنها خشنود است و دانستند که مرگ راه گذشتگان و
باقیماندگان است و براى آخرت خود چیزى غیر از طلا و نقره (یعنی زاد و توشه ی حقیقی)
پس انداز نمودند ....
بر غذا ی اندک صبر کردند،
و توشه اضافى را پیش فرستادند، دوستى
و دشمنى آنان براى خدا بود.
[آرى ]، آنان چراغها[ی هدایت ] و اهل نعمتهاى آخرتند و السّلام."
به
راستی آیا ما روزهای عمرمان را نیز همانند چیزهای دیگر، در ترازوی نقد و حسابگری
قرار می دهیم؟ حقیقتا ما در مسیر زندگی به کدامین سو روانه ایم؟ روزگارمان به چه
قیمتی می گذرد و نقد عمرمان را به چه کالائی معامله می کنیم؟
شاید
عید میلاد امیرالمؤمنین (علیه
السلام)
و کلمات نورانی آن بزرگوار، آن هم در ایام متبرک ماه رجب بهترین بهانه باشد تا بار
دیگر در آئینه جانمان مسیر حرکت خویش را بهتر و بیشتر جستجو کنیم.
(برگرفته
از کتاب "أمالی
صدوق"،
تألیف "شیخ
صدوق(ره)")
سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان و مشاهده کنندگان عزیز و بزرگوار
اینجانب به مناسبت میلاد با سعادت مولود کعبه حضرت علی علیه السلام برای شما یک سری عکس و مولودی دارم که در اختیار می گذارم.
دیدن عکس به اندازه واقعی آن :
کافیست بر روی عکس دلخواه خود دوبار کلیک کنید
دانلود(ذخیره ) مولودیها :
با کلیک راست و انتخاب Save Target Az... استفاده بفرمائید.
در این شب عزیز و این ماه پر برکت اینجانب را از دعای خیر خودتون بی نصیب نگذارید لطفا
میلاد حضرت
علی(ع) - تسبیح دل اهل عالم یا امیرالمومنین ِ ، چشمهای دل عاشق ما یا امیرالمومنین
ِ -:- محمود کریمی
میلاد حضرت
علی(ع) - میبره سردی را سحر امشب از دل شب یلدا ، میشکنه با نگاش گوشه کعبه را تا
میرسه فردا -:- مجید بنی فاطمه
میلاد حضرت
علی(ع) - فاطمه بنت اسد، با ذکر یا علی مدد، امانتی آورده -:- محمد رضا
طاهری
میلاد حضرت
علی(ع) - شکفته شد قبله دل ، شکافته کعبه گل ، تولد بهاره -:- محمد رضا
طاهری
میلاد حضرت
علی(ع) - به پات افتاده سر و کار دلم ، یک نگات شده خریدار دلم -:- حاج محمود
کریمی
میلاد حضرت
علی(ع) - فلک با خورشید و ماه دوباره دف میزنه ، با نغمه یا علی ، فرشته کف
میزنه -:- حاج محمود کریمی
میلاد حضرت
علی(ع) - عشق میکنم میگه خدا ، علی رو عشقه ، گفت برا خلق آدمها ، علی رو عشقه -:-
محمود کریمی
میلاد حضرت
علی(ع) - ای جنون گشته دوباره ، فصل بد مستی من - بوی ایوان نجف پر شده در هستی من
-:- عبدالرضا هلالی
میلاد حضرت
علی(ع) - بگو علی با زندگی صفا کن ، بگو علی هر گرهای را باز کن -:- عبدالرضا
هلالی
میلاد حضرت
علی(ع) - آقا آقام آقام حیدر آقام آقام علی ِ -:- حاج حسن خلج
میلاد حضرت
علی(ع) - به نام حضرت حق دلو بزن به دریا ، بگو با هر نفس که داری ، علی علی یا
مولا -:- حاج سعید حدادیان

چگونه نطفه على (ع) در رحم مادر منعقد گردید؟
«جابر بن عبد الله
انصارى»که یکى از صحابه بزرگ رسول گرامى اسلام است،مى گوید:در مورد ولایت حضرت امیر المؤمنین على علیه السلام از
آن حضرت سؤال نمودم،حضرتش در جوابم فرمودند: آه،آه،چه سئوال با عظمت و مهمى؟سئوال
از بهترین مولود،یا جابر!بدان که خداوند متعال قبل از آن که سایر موجودات عالم را
خلق کند،نور من و على را آفرید،و سپس آن را در صلب حضرت آدم قرار داد، و پیوسته در
«اصلاب طاهرات»و«ارحام مطهرات»مستقر بود،تا این که من از«عبد الله و آمنه»،و على
از-«ابو طالب و فاطمه بنت اسد»متولد شدیم.
یا جابر!على قبل از آن که در رحم
فاطمه بنت اسد قرار گیرد،قضیه شیرینى دارد،و آن این که پیش از زمان وى عابدى بود
بنام«مثرم بن دعیب»،او در عبادت و پرستش خدا آن چنان به کمال و موفقیت رسیده بود
که مورد لطف و توجه پروردگار عالم بود،و هرگز درخواست حاجت
نکرد،و مدت یکصد و نود سال عمر نمود،و همه را به عبادت و پاکى گذارند...
او در
برابر آن همه عبادتهایش فقط یک آرزو داشت،و آن این که یکى از اولیاى خدا را زیارت
نموده،و با وى به مذاکره بپردازد از قضا وى به این آرزویش رسید،و پروردگار
مهربان،عمویم حضرت«ابو طالب»را به سوى او فرستاد،چون چشمان«مثرم»به«ابو
طالب»افتاد از جایش برخاست و سر مبارک«ابو طالب»را بوسید و در کنارش نشانید،و
مذاکره خود را به شرح زیر آغاز کرد:
عابد:خداوند تو را مورد لطفش قرار دهد،بگو
ببینم تو کیستى؟ابو طالب:مردى از«تهامه»هستم عابد: کدام تهامه؟ابو طالب:از مکه
عابد:در مکه از کدام قبیله و گروه مى باشید؟
ابو
طالب:از«عبد مناف»
عابد: (فرزندان عبد مناف دو شعبه هستند) از کدام شعبه
ابو طالب:از قبیله«بنى هاشم»
عابد چون این سخن را
شنید دوباره از جایش برخاست و براى بار دوم سر و صورت حضرت«ابو طالب»را بوسه زده
و گفت!
سپاس خداوندى را سزاست که مرا زنده داشت و به آرزویم رسانیده،و یکى از
بندگان و اولیایش را به من معرفى فرمود،آنگاه گفت:
اى مرد خدا!مژده باد بر
تو،زیرا:خداوند به من الهام نموده که برایت
ابو طالب:چه بشارتى؟
عابد:فرزندى پاک از«صلب»تو خارج مىگردد،که او«ولى
الله»و«وصى پیامبر اسلام»و«امام پرهیزکاران»خواهد بود،اى ابو طالب!سلام خالص مرا
به وى برسان و بگو:«مثرم»براى تو درود فرستاد، و او شهادت مى
ابو طالب
چون این سخنان را بشنید شروع به گریه کرد و از«مثرم»درخواست نشانه بیشترى نمود.
مثرم گفت:ابو طالب!چه آرزو دارى تا از خدا بخواهم برایت اجابت نماید؟
ابو
طالب:دوست دارم در همین وقت مائدهاى از آسمان فرود آید.
مثرم دستهاى پاکش را
به قصد حاجتبه آسمان بلند کرد،و با قلبى آکنده از ایمان و درخواست«ابو طالب»را
از پیشگاه خداوندى مسالت داشت،ناگاه طبقى پر از«رطب و انگور و انار»از آسمان فرود
آمد و«ابو طالب»با خوشحالى تمام،دستبه سوى انار برده و از آن تناول فرمودند،و سپس
با موافقت«مثرم»در حالى که از آن مائده آسمانى به همراه داشت،به منزلش آمده،و در
کنار«فاطمه بنت اسد»دوباره میل فرموده،و از همان غذاى بهشتى نطفه پاک«مولى
الکونین»و«امام العالمین»على بن ابیطالب علیه السلاممنعقد گردید (2)
و در
تاریخ دیگرى آمده است که:روزى پیامبر خدا قبل از دوران رسالتش مشغول خوردن رطب
بود،و در آن هنگام مادر گرامى امیر المؤمنین علیه السلام«فاطمه بنت اسد»فرا رسید،و
به پیامبر خدا سلام کرده،و متوجه شد بوى خوش خارق العاده
یا رسول الله:ناولنى منها آکل...
اى پیامبر
خدا!براى من هم از آن رطبها مرحمت فرمائید...
رسول خدا پس از مذاکراتى،مقدارى
از آن طعامها را در اختیار فاطمه دختر اسد قرار داد و او نیز به خانهاش بازگشت،و
در کنار شوهرش حضرت«ابو طالب»با هم تناول نموده،و سپس از همان غذاها نیرویى در
صلب ابو طالب ایجاد شد،و آنگاه با همسرش همبستر گردیده،و نطفه فرزند معصومش حضرت
على علیه السلام را منعقد نمودند... (3)
اش؟ بشارت دهم.
دهد به یگانگى خدا و رسالت پیامبر اسلام،و وصایت و جانشینى بر حق تو،و این
که«محمد صلى الله علیه و آله»خاتم پیامبران و تو خاتم اوصیا هستى. اى
از آن رطبها استشمام مىگردد،که از بوى مشک و عنبر قویتر است و لذا خطاب به رسول
گرامى اسلام عرضه داشتند:
کیفیت ولادت
على (ع)
کیفیت ولادت حضرت على همانند اوصاف و شمائلش بى نظیر بوده،و
در تاریخ بشریت کسى همانند او دیده نشده است!
«فاطمه بنت اسد»مادر گرامى آن
سرور در حالى که مانند سایر مردم،خانه«کعبه»را طواف مىنمود، درد زایمان،وى را
فرا گرفت،و در میان زایران خانه خدا در حالى که به شدت متاثر بود،مناجاتى با صاحت
کعبه کرد و گفت:
پروردگارا!من به تو و به تمام پیامبران و سفیران آسمانى،و
کتابهاى آنان ایمان دارم،تو مىدانى که من به«خلیل الله»حضرت«ابراهیم»ایمان
داشته،و آئینش را با جان و دل مىپذیرم،تو را به بنیانگذار بیت،و عظمت کعبه،و به
احترام این مولود عزیزى که در شکم دارم،و او پیوسته با من انس گرفته و تکلم
مىنماید،مولودى که یکى از حجتها و آیات تو مىباشد،این ولادت را برایم آسان
گردان.
دعاى فاطمه مستجاب شد ناگاه تماشاگران و از جمله آنان«عباس بن عبد
المطلب»و«یزید بن قعنب»و دیگران مشاهده کردند که خانه خدا از سوى جنوب شرقى (باب
مستجار) باز شد،و فاطمه وارد کعبه گشت،و دیوار باز شده آن بهم پیوست،و تا سه روز در
شریفترین مکان گیتى مهمان خدا شد،و نوزاد خود را به کمک ماموران الهى و حوریان
بهشتى به دنیا آورد.مردم تماشاگر،این قضیه شگفت انگیز را دهان به دهان به گوش مردم
مکه رساندند،و جمعیت انبوهى دور کعبه گرد آمده و منتظر نتیجه آن بودند،و حتى
متصدیان و کلید داران کعبه هر چه تلاش کردند،نتوانستند در کعبه را باز کنند،و لذا
جمعیت فراوانى از رفتن به خانه و کار و کسب خود باز مانده،و با شوق و ولع شدید
مى
سه روز از این
جریان تاریخى گذشت ولى هنوز خبرى از آن به دست نیامد،روز چهارم ناگاه دیوار کعبه از
همان مکانى که قبلا باز شده بود،دوباره باز شد،و در حالى که چشمان مردم خیره شده
بود«فاطمه بنت اسد»مادر گرامى امیر المؤمنین با حالتى شادان و خوشحالى که از کعبه
خارج گشت مردم تماشاگر دیدند:فاطمه مولودى را به بغل گرفته،که نور در چهرهاش متجلى
است،آنگاه خطاب به حاضران فرمودند:
اى مردم!خداوند از میان زنان مخلوقاتش مرا
برگزید،و مرا بر زنان ممتاز گذشته برترى داد، اگر«آسیه»بطور مخفى خدا را پرستش
کرد...و اگر«مریم»در هنگام زایمانش از درختخشکیده رطب چید،خداوند مرا بر آنان و
تمام زنان عالمیان در گذشته مقدم داشت،زیرا من فرزندم را در بیتخدا به دنیا
آوردم!!و سه روز در آنجا مهمان خدا بودم!و از میوههاى بهشتى و طعام مخصوص الهى
پذیرایى مىگشتم!!و هنگام خروجم از کعبه خطاب رسید:اى فاطمه!نام مولود کعبه
را«على»بگذار،و من«على اعلى»هستم،من فرزندت را از قدرتم آفریدم،او در بالاى
این«کعبه»اذان مىگوید،و بتها را از آنجا پاک مىکند،او پیشواى این امتبعد از
حبیب من«محمد صلى الله علیه و آله»است،خوشا به حال کسى که او را دوست داشته و
یارىاش نماید،واى بر کسى که وى را نافرمانى نموده و حقش را تباه سازد... (4)
خواستند با میهمان کعبه دیدار کنند.
مولود کعبه بعد از ولادت
«فاطمه بنت
اسد»چون از«کعبه»با فرزند عزیزش خارج گشت،نخست پدرش حضرت«ابو طالب»از آنان
استقبال نموده،و میوه دلش را در آغوش گرفت،مولود کعبه در همان لحظات آغاز زندگىاش
خطاب به پدر ارجمندش گفت:
السلام علیک یا ابتاه و رحمة الله و برکاته،و ابو
طالب نیز جواب سلام على را داده و او را مورد نوازش قرار داد.
سپس پیامبر خدا
صلى الله علیه و آله وارد خانه«ابو طالب»شد،و على را در آغوش کشید،و چون چشمان
على به چهره مبارک رسول خدا افتاد،به حرکت آمده و تبسم کرد،و با چهرهاى خندان گفت:
السلام علیک یا رسول الله و رحمة الله و برکاته،و آنگاه به دستور رسول اکرم صلى
الله علیه و آله شروع به خواندن کتابهاى آسمانى کرد،و از«صحف»آدم و نوح و ابراهیم
آغاز نمود،و آیاتى را از«زبور»و«تورات»و«انجیل»قرائت کرد،و در پایان از اول
سوره«مؤمنون»تا آیه دهم را با آهنگ زیبا تلاوت فرمود،و بدین طریق عظمتخود را به
جهان انسانیت نشان داد،و رسول اکرم صلى الله علیه و آله را خوشحال و خشنود ساخت (5)
،تا جایى که پیامبر خدا در مورد على علیه السلام فرمودند:
«لقد ولد لنا اللیلة
مولود یفتح الله علینا به ابوابا کثیرة من النعمة و الرحمة» (6)
همانا خداوند
متعال براى ما در این ایام فرزندى عطا فرمودند که در سایه او درهاى زیادى از نعمت و
رحمت الهى به روى ما گشوده مىگردد.
آرى على یاور و ناصر پیامبر بود،و ظلمها و
ستمها را از وى و از محرومان و ستمدیدگان دفع کرد،و کمال اسلام در سایه ولایت و
خلافت او متصور بودن و هست،و اوست که از حدود اسلام و آیات قرآن دفاع کرد،و
متجاوزان را سر جاى خود نشانید،و اسلام و مسلمین را براى همیشه بیمه کرد،و به جامعه
مسلمین و حکومتهاى اسلامىنشان داد که چگونه پناه بى پناهان گردیده؟و ارزشهاى
انسانى و اسلامى را در سرتاسر گیتى گسترش دهند؟و با قاطعیت و ارادهاى شکست ناپذیر
چگونه به جنگ فساد و فسادگران بروند...؟
عقیقه براى
على (ع)
در دین مقدس اسلام«عقیقه»و ذبح گاو و گوسفند...در تولد
فرزندان سفارش گردیده،و در سلامتى و تندرستى آنان نیز فوق العاده مؤثر است،از این
جهت«عقیقه»گاهى در احادیث اسلامى به عنوان واجب ذکر گردیده (7) ،و پیشوایان معصوم
سلامتى کودک را در گرو«عقیقه»و قربانى مى حضرت«ابو طالب»چون فرزند عزیز خود را تحویل گرفت و معجزات و کرامات وى را
مشاهده کرد،به میان مردم آمده و ندا در داد:«اى مردم!براى ولیمه فرزندم«على»حاضر
شوید»و تعداد سیصد نفر شتر، و هزار راس گاو و گوسفند در ولیمه حضرت على قربانى
کرد،و با تمام محبت و ادب از عموم مردم شرکت کننده پذیرایى نمود. (9)
دانند... (8)
پى نوشتها:
1)
اصول کافى ج 1 ص 452 ح 1 و 3،جلاء العیون شبر ج 1 ص 236،بحار الانوار ج 35 ح 5 و 6
2) بحار الانوار ج 35 ص 10 تا 16،جلاء العیون شبر ج 1 ص 237 تا 241
3) شجره
طوبى ج 2 ص 216 مجلس سوم،بحار ج 35 ص 17 ح 14
4) الخرائج و الجرائح ج 1 ص 171 ش
1،مدینة المعاجز ص 5،بحار الانوار ج 35 ص 18 ح 14 و ص 36 ح 37،جلاء العیون شبر ج 1
ص 242،شجره طوبى ج 2 ص 217،الغدیر ج 6 ص 22 لازم به توضیح است که جریان ولادت امیر
المؤمنین در داخل کعبه را،مرحوم علامه امینى از دهها کتاب معتبر اهل سنت نقل نموده
که به بخشى از آنها اشاره مىگردد:مروج الذهب مسعود ج 2 ص 2،تذکرة الخواص الامه ابن
جوزى ص 7،الفصول المهمة ص 14،سیره حلبى ج 1 ص 150،شرح الشفا ج 1 ص 151،مطالب السؤل
ص 11،مناقب ترمذى،نزهة المجالس ج 2 ص 204،نور الابصار ص 76،کفایة الطالب ص
37،محاصرة الاوائل ص 120.
5) بحار الانوار ج 35 ص 22 و 37،منتهى الآمال ص
142،شجره طوبى ص 219
6) شرح ابن ابى الحدید ج 4 ص 15
7) عن ابى عبد
اله:«العقیقة واجبة»وسائل الشیعه ج 15 ص 144
8) وسائل الشیعه ج 15 ص 144
9) بحار الانوار ج 35 ص 18 و جلاء العیون شبر ج 1 ص 243«و نحر ثلاثماة من الابل
و الف راس من البقر و الغنم»
آفتاب ولایت ص 15
[آرشیو شده ها]
[28/4/1387- 10:31 ع] «از دنیا، آخرت نیکو بسازیم»
[25/4/1387- 3:24 ع] دریافت عکس و مولودی به مناسبت میلاد نور
[25/4/1387- 2:54 ع] یا علی مدد
[آرشیو شده ها]
قدم رنجه های دیروز: 80
کل قدم رنجه ها :16340
پخش زنده از حرم مطهر حضرت ابالفضل(علیه السلام) [129]
پخش زنده از حرم مطهر امام حسین (علیه السلام) [113]
هیئت رزمندگان غرب تهران [93]
همه چیز درباره دفاع مقدس [128]
سبک بالان [128]
خامنه ای [83]
حماسه [44]
1441 [65]
شیعه سرچ [53]
یا زهرا [74]
یا قمر بنی هاشم [68]
بچه های قلم [93]
سوسوز [123]
[آرشیو(14)]
دانلود مداحی
دانلود مولودی و مداحی و نرم افزار موبایل
دانلود مولودی
دانلود سخنرانی
دانلود قران ،تواشیح ،اذان و ادعیه
نواهای مخصوص به امام زمان (عج)
دانلود موسیقی مذهبی و فرهنگی
معنای زهد چیست؟
عکسهای مذهبی(1)
عکسهای مذهبی(2)
عکسهای مذهبی(3)
«در جستجوی عقل»
مردی از دیار شکوه و استقامت
عکسهای مذهبی(4)
عکسهای مذهبی(5)
عکسهای مذهبی(6)
مرگ یا زندگی؟
میخواهید بدونید قربانی حقیقی کیست؟
موعودی از میان رهانندگان
به چه می نازیم؟؟؟
سرنوشت یک امت
درباره انگشترها و ...
شما هم عبرت بگیرید...
زندگینامه امام خمینی
دعا و نیایش (بر محمد و آل محمد صلوات)
شلمچه کربلای ایران
امیدزهرا
خانه طلبگی
یک لحظه با یک طلبه!
تکیه میعادگاه
پاسبان *حرم دل* شده ام شب همه شب
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
افلاکیان
نام: | |
ایمیل: | |











































