سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال

لوگوی سه گوش

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه
مهدی رهبرزارع[74]
یا علی ذکر قیام قائم است

همراهان
Google

اینجا
اینترنت

مَن کَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِیدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلَهَا مَذْمُوماً مَّدْحُوراً (18)اسرا


 


هر کس پیوسته زندگى دنیاى زودگذر را بخواهد، به مقدارى که بخواهیم و براى هرکه اراده کنیم، در این دنیا بشتاب فراهم مى‏کنیم، سپس جهنّم را برایش قرار مى‏دهیم که با شرمندگى وطردشدگى، وارد آن خواهد شد. (18)اسرا


Whoever should desire the immediate - We hasten for him from it what We will to whom We intend. Then We have made for him Hell, which he will [enter to] burn, censured and banished.(18)Asra


 تفسیر و نکات:


نکته ها


از دیدگاه قرآن، دنیاطلبى و دنیاگرایى اگر سبب غفلت از آخرت و انحصار خواسته‏ها در دنیا باشد، نکوهیده است. این نکته در آیات فراوانى مطرح شده است، از جمله: «یَعلمون ظاهِراً مِن الحَیوة الدّنیا و هم عَن الآخرة هم غافِلون»(45)، «فأعرض عن مَن تَولّى عن ذکرِنا و لم یُرِد الاّ الحیوةَ الدّنیا»(46) و «أرَضیتُم بالحَیوة الدّنیا»(47)
در جهان مادیّات نزاع و درگیرى زیاد است و همه کس به همه آرزوهایش نمى‏رسد، پس باید اندازه و سهمیه‏اى باشد که چه کسى چه مقدار داشته باشد: «عجّلنا له فیها ما نشاء لمن نرید»، امّا در دنیاى معنویات، چون تزاحم و محدودیّتى نیست، همه صد درصد کامیاب مى‏شوند و راه براى بیشتر هم باز است. «کان سعیهم مشکورا»(48)



45) روم، 7.
46) نجم، 29.
47) توبه، 38.

48) اسراء، 19.


پیام ها:


1- دنیا زودگذر است. «العاجلة»
2- انسان، با اراده خلق شده ودر انتخاب آزاد است، ولى اراده‏ى الهى اصل است. «یرید... لمن نُرید»
3- آنچه زشت است، خصلت دنیاگرایى است، نه اصل دنیا. «کان یُرید العاجله»
4- خواست انسان بى حدّ و حصر است، پس باید در چهارچوب اراده‏ى الهى محدود شود. «ما نشاء»
5 - همه‏ى دنیاخواهان به دنیا نمى‏رسند. «لمن نُرید»
6- دنیاطلبان دو دسته‏اند: برخى دنیا و آخرت را مى‏بازند، «خسر الدنیا و الآخرة» بعضى به بخشى از خواسته‏هاى دنیایى‏شان مى‏رسند. «عجّلنا له فیها ما نشاء»
7- دنیاطلبان و صاحبان اهداف مادّى، شاید به مقدارى از نام و نان برسند، ولى قیامتشان تباه است. «جعلنا له جهنّم»
8 - پایان دنیاطلبى، پشیمانى و دوزخ است. «جعلنا له جهنّم»
9- دنیاطلبان، هم در آتش مى‏سوزند (عذاب جسمى)، هم تحقیر مى‏شوند (عذاب روحى). «یَصلیها مَذموماً مَدحوراً»




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 15/11/90 ] [ 1:9 صبح ] [ مهدی رهبرزارع ]


25 گنج بزرگ دنیا از زبان امام صادق علیه السلام :


 1. طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخاء


بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.


 2. و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة


و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه گیری (مثبت و سازنده) یافتم.


 3. و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة ((ان لا اله الا الله و محمد رسول الله))


و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) یافتم.


4. و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی


سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.


 5. و طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله


و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت(انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.


 6. و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترک المعصیة


و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم.


 7. و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش


و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی(روزه) یافتم.


 8. و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفکر و البکاء


و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.


 9 و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة


و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.


 10. و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل


و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.


 11 و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الکسب للعیال


و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.


 12. و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی


و دوستی خدای تعالی را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم.


 13. و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعباد الله


و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.


 14. و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال


و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم.


 15. و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر


و کارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایی یافتم.


 16. و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم


و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.


 17. و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع


و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکار یافتم .


 18. و طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد


و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.


 19. و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع


برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.


 20. و طلبت العز، فوجدته فی الصدق


و عزت (ارجمندی)را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.


 21. و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم


و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.


 22. و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة


و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.


قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را


 23. و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن


و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.


 24. و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق


و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.


 25 و طلبت رضی الله، فوجدته فی بر الوالدین


و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.


منبع: مستدرک الوسائل، ج12، ص 173 – 174


 





موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 15/11/90 ] [ 1:5 صبح ] [ مهدی رهبرزارع ]
















بازیگر وطن فروش در گفتگو با هفته نامه اشپیگل:
در روزگاری که کشور درگیر جنگی 8 ساله بود، سرگرم پارتی های شبانه بودم!






 


 



گلشیفته فراهانی بازیگر سابق سینمای ایران که اکنون شهرتش را مدیون بازی در دو فیلم ضد ایرانی است - نه بازی خوب در فیلمهای سینمایی - در گفتگو با هفته نامه آلمانی اشپیگل گفته است که دو سال است که از همسرش جدا شده است.


به گزارش رزمندگان شمال به نقل از البرزنیوز، این بازیگر زن خودش فکر می کند به دلیل هنرمندی به بازی در فیلم های خارجی دعوت شده است حال آنکه او را اکنون جریان معاند بالای دست گرفته که این، نماد زن ایرانی است ! همان که نیمه عریان کنار مرد غربی دراز می کشد در تختخواب و از او بوسه می گیرد تا صحنه در بیاید !


گفتگوی این بازیگر زن مشهور با امیر اصلانی خبرنگار اشپیگل یک محور دیگر هم دارد و آن ترسیم چهره ای مخوف از وزارت اطلاعات است . خانم فراهانی در بخشی از این مصاحبه ادعا می کند که یک مقام وزارت اطلاعات به او صراحتا گفته اهمیتی ندارد که هنرمندی! مثل او در ایران بماند و به اتهام زده اند که مادرش بهایی است !


فراهانی به هفته نامه آلمانی می گوید اصلا سیاسی نیست و والدین و خواهرش برای دیدن او دائم در خط تهران - پاریس در رفت و آمد هستند ، و دلیل اینکه کسی انها را اذیت نمی کند این است که او فقط به هنر مشغول است ، اما در همین گفتگو تندترین حرفهای سیاسی را می زند و چیزی در توهین به مسئولان کم نمی گذارد.


خبرنگار هفته نامه آلمانی سپس درباره جدایی گلشیفته از همسرش می پرسد. او می گوید: زمانی که من ایران را ترک کردم با همسرم بودم و حتی دو سال نیز با هم در خارج از ایران زندگی کردیم اما حالا دیگر از هم جدا شده ایم. و البته توضیح بیشتری درباره چرایی این جدایی نمی دهد.


این گزارش حاکی است ، خبرنگار مجله آلمانی برای اینکه مصاحبه اش را با یک فضای عاطفی به پایان ببرد درباره مردی می پرسد که در فیلم "خورش آلو با مرغ"، از فرط عشق جان می دهد !


گلشیفته نیز از فرصت استفاده می کند و مردم ایران را عاشقان بی نظیری در دنیا معرفی می کند که همه چیزشان را در راه عشق می دهند.


ظاهرا گلشیفته فراهانی این روزها حال و روز خوشی هم نداشته و خیلی از ریاضی و حساب و کتاب هم سر در نمی آورد  و حتی سن و سالش را هم از یاد برده است چرا که در ادامه مصاحبه اش با افتخار مدعی می شود که در روزگاری که کشور درگیر جنگی هشت ساله بود به پارتی می رفته و می دانسته که ممکن است به زندان بیفتد اما با اینحال باز هم این کار را می کرده است!


خانم فراهانی انگار احساس امروز را پشت جمله هایی که قید دیروز دارد پنهان کرده و می گوید: در واقع چون دیگر اعتقاد چندانی به آینده مان نداریم، خیلی به زمان حال می اندیشیم و برایش ارزش قائلیم .


نظر شما در مورد این پست چیه...؟




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 21/10/90 ] [ 12:38 صبح ] [ مهدی رهبرزارع ]








 



 




زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد .

 اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن .




 گفت من که غرق خواهش دنیا هستم  چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست، تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 16/10/90 ] [ 11:22 عصر ] [ مهدی رهبرزارع ]


















 
 









     

 
 وجود مبارک موسى بن جعفر علیهماالسلام مى‏فرمایند: فردى جوان از بنى‏اسرائیل، با ادب، با وقار و داراى عمل صالح در خواب مى‏بیند که به او گفتند: تو که جوان هستى، ماتاپایان عمر، زندگیت را مى‏خواهیم دو بخش کنیم: بخشى غرق در نعمت و بخش دیگر را غرق در بلا، ندارى و محنت. کدام بخش را اول مى‏خواهى؟ انتخاب کن.
 
گفت: من حرفى ندارم، اما همسر بزرگوار، شایسته و باکرامتى دارم، اجازه بدهید من با او مشورت کنم. گفتند: عیبى ندارد، با همسرت مشورت کن.  بعضى از زنان در عالم، عالى‏ترین، بهترین و پرثمرترین نقش را در زندگى‏ شوهران خود داشته و دارند. زنان الهى مسلک که همه ظرافت، اخلاق و برنامه‏هاى‏ خود را به مسائل الهى گره زده‏اند. اینان سبب سعادت، هدایت، نجات، آبادى دنیا و آخرت شوهران خود مى‏شوند و در دنیا و آخرت، موجب دل خوشى شوهران خود هستند.
 
زنهایى که خداوند در قرآن مى‏فرماید: در قیامت با همسر شایسته و فرزندان صالح خود، در بهشت، کنار یکدیگر هستند:
 
«وَ مَن صَلَحَ مِنْ ءَابَاءِهِمْ وَ أَزْوَ جِهِمْ وَ ذُرّیَّتِهِمْ‏»  این است که رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله وقتى اسم حضرت خدیجه کبرى علیهاالسلام را مى‏بردند، مى‏فرمودند:
 
«خَدیجَهُ زَوْجَتى فِى الدُنْیا وَ الاخِرَهِ»
 
خدیجه در دنیا و آخرت همسر من است؛ یعنى چقدر این زن شایسته است که جایگاه او در قیامت، در کنار پیغمبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏وآله است.  در قیامت، علاوه بر این که حضرت خدیجه علیهاالسلام در کنار پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏وآله مى‏باشد، امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا، حسن و حسین، زینب کبرى و فرزندان امام حسین علیهم‏السلام نیز در کنار هم جمع مى‏باشند.
 
اشتباه دخالت دادن عنصر شانس‏
 
وقتى تمام زنان عالم آفریده شدند، شانس خدیجه شدن را در گِل همه آنان آمیخت، اما بعضى از زنان به عاقبت خود پشت پا مى‏زنند. هیچ زنى نمى‏تواند
 
بگوید: حضرت خدیجه علیهاالسلام شانس داشت، اما من ندارم. هیچ جوانى نمى‏تواند
 
بگوید: حضرت على اکبر علیه‏السلام شانس داشت، من ندارم. این حرف‏ها صد در صد دروغ و مخالف قرآن است.
 
«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ‏»
 
«الف و لام» در «الناس» به معناى‏ «کل» است؛ آیه این مى‏شود: «فطرت الله التى فطر کل الناس» من مرد و زن بى‏شانس نیافریدم.
 
«ذَ لِکَ الدّینُ الْقَیّمُ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ‏»  این که مى‏گویند: ما بى‏شانس هستیم، چون از حقیقت خبر ندارند و الا همین دختران بى‏حجاب، دخترانى که دنبال جوان‏هاى مردم هستند و این شب‏نشینى‏ها را تشکیل مى‏دهند و ساختمان دین را تخریب مى‏کنند، همه این‏ها در حد توان خود، شانس حضرت مریم علیهاالسلام شدن، در گِل وجودشان آمیخته است.
 
حضرت خدیجه، مریم و زینب کبرى علیهم‏السلام از سرمایه شانس بهره بردارى کردند؟
 
این‏ها سرمایه شانس را به غارت آلودگى‏ها دادند؟ و الا در عالم همه شانس دارند.
 
گفتند: مانعى ندارد. با همسرت مشورت کن. به همسرش گفت: چنین پیغامى به من دادند که ما این مدتى که مى‏خواهیم در دنیا باشیم، نیمى در بلا و محنت و نیمى را در خوشى و نعمت، اختیار انتخاب را به خودم دادند که کدام را اول انتخاب کنم.
 
به نظر مبارک شما چه مى‏رسد؟
 
زنان و شوهران گذشته عجیب به هم احترام مى‏گذاشتند و مایه آرامش خانه بودند. زنانى بودند که شوهران چند ماه، در روزگارى که ماشین اختراع نشده بود، سفر تجارتى مى‏رفتند، از ایران تاجرانى به اندونزى و چین مى‏رفتند، گاهى سفر آنها چند سال طول مى‏کشید، اما همسران این‏ها در آرامش بودند که زندگى به بهترین وجه اداره شود و پاکى‏ها سر جاى خود بوده است.
 
ولى بخش عمده‏اى از این امنیت و سلامت در روزگار ما بهم خورده است. زنانى که از مدار دین بیرون رفته‏اند، حساب آنها روشن است، اما بعضى از زنان که مدعى دیندارى هستند، براى شوهران خود مزاحم امنیت خاطر و رنج ساز هستند، چنانچه بعضى از شوهران، نابکار و ستمکار به خانواده هستند.
 
این خانم خردمند و عاقل به شوهرش گفت: نیمه اول را در نعمت و ثروت قبول کن، تا نیمه دوم خدا بزرگ است. در نهایت، در بلا و نعمت باید صبر کنیم، چون صابران اجر دارند و من زنى نیستم که اگر بلا و محنت به ما رو کند، زندگى خود را از بین ببرم و بخواهم که حتما طلا و جواهرات و بهترین زندگى را داشته باشم. من در محنت و بلا نیز با تو خواهم بود.
 
پاداش خدا به جوان صالح‏
 
امام هفتم علیه‏السلام مى‏فرمایند: شب دوم آن چهره نورانى دو مرتبه در عالم رؤیا به خواب این مرد آمد. مرد جوان گفت: با همسرم مشورت کردم، نیمه اول را در نعمت و ثروت مى‏خواهم، گفت: پس از فردا منتظر باش، براى شما دریاوار مال، نعمت و ثروت مى‏آید.
 
روزگار عجیبى شد. به قول قدیمى‏ها دست به خاکستر مى‏زد، طلا مى‏شد. مرد مى‏دوید، آب و نان به دنبالش التماس مى‏کردند. عده‏اى به دنبال آب و نان مى‏دوند، اما به آن نمى‏رسند. خدا نسبت به بعضى‏ها مى‏فرماید: به تمام دنیا مى‏گویم که به دنبال بنده‏ام برو و خودت را در اختیار بنده‏ام قرار بده.
 
تمام درب‏ها باز شد. آن خانم به مرد گفت: اى شوهر! شکم ما که دو تا و یا بزرگتر از زمانى که فقیر بودیم نشده است، ما قبل از این نعمت و ثروت نیز صبح‏ها با نان و چایى و ظهر با آبگوشت، شب‏ها نیز با نان و خیار و ماست سیر مى‏شدیم، الان نیز همان است، شکم ما نسبت به قبل فرقى نکرده و بدن ما نیز بزرگتر نشده است. هر کدام چند متر پارچه براى لباس مى‏خواستیم، الان نیز همان پارچه بدن ما را مى‏پوشاند. ما اکنون پول اضافه و ثروت زیادى داریم، من مصرّانه از تو مى‏خواهم که هر چه قوم و خویش فقیر داریم، برو آنها را بى‏نیاز کن و به دیگران نیز کمک کن. گفت: چشم.
 
وقتى که نیمه اول نعمت و ثروت تمام شد و از فردا باید نعمت و ثروت را از آنها
 
بگیرند. خدا وقتى مى‏خواهد نعمت و ثروت را از کسى بگیرد، در چشم بر هم زدن آن نعمت را مى‏گیرد.
 
من ثروتمندى را مى‏شناختم، گاهى در محلى که منبر مى‏رفتم، مى‏دیدم که دو دستگاه ماشین گران قیمت به دنبال او مى‏آیند. این دو ماشین از گرانترین ماشین‏هاى آن روزگار بود و راننده نیز مانند سرباز مى‏ایستاد تا این آقا بیاید و درب را برایش باز کند و او داخل ماشین شود.
 
یکى از علماى بسیار محترم شهرشان که از چهره‏هاى برجسته علمى، خانوادگى و تربیتى و انسان بسیار بزرگوارى بود، با من تماس گرفت و گفت: این بنده خدایى که در فلان محله زندگى مى‏کند، ثروتش بى‏حساب است، مى‏خواهیم که براى شهر ماکار خیرى انجام دهد، شما مى‏توانید وقتى از او بگیرید، من خودم از آنجا به ملاقات او مى‏آیم.
 
آن تاجر با روى باز گفت: من آن عالم، پدر و جدش را کاملًا مى‏شناسم، به او بگویید: تشریف بیاورند. این سید و عالم محترم به تهران آمد، ساعتى براى این ثروتمند عجیب و غریب حرف زد، او نیز با کمال گشاده‏رویى گوش داد، وقتى که حرفهاى عالم تمام شد، به آن عالم گفت: ما از این پول‏ها نداریم که به دیگران بدهیم.
 
ولى براى جشن تولد ولیعهد شاه به او ابلاغ کردند که دو میلیون تومان براى جشن واریز کنید، گفت: روى چشم، چهار میلیون واریز مى‏کنم. اما اگر خدا بخواهد، در کمتر از یک شب، تمام این ثروت را از انسان مى‏گیرد. روزى دیدم این شخص ثروتمند با گردن کج منتظر اتوبوس است. چند روز بعد خواهرزاده‏اش را دیدم، گفتم: اگر اشتباه نکنم، دایى تو را در صف اتوبوس دیدم. کسى که دو ماشین، از گران‏ترین ماشین‏ها در اختیارش بود، گفت: اشتباه ندیدى، آن دایى من است، با آن غرور و کبر و ثروتش، چند روز قبل به من زنگ زد و گفت: دایى جان! اگر دو هزار تومان پول دارى، برایم بیاور که من محتاج هستم، امشب نان ندارم بخورم.
 
این خانم عاقل به شوهرش گفت: نیمه اول را در نعمت قبول کن و بلا و نعمت را خدا داده است، اگر بنا باشد صبر کنیم، صبر مى‏کنیم.
 
نیمه اول تمام شد. گفت: اى زن! از فردا آماده هجوم محنت و بلا شو، گفت:
 
آماده هستم. دوباره آن چهره نورانى را در خواب دید، گفت: فکر مى‏کنى فردا بلا و محنت مى‏خواهد شروع شود؟ خدا مى‏فرماید: چون تو نعمت‏هاى مرا درست خرج کردى، کل بلاى نیمه دوم را از شما دفع کردم، این نعمت و ثروت تا روز مرگ شما ادامه دارد.
شیخ حسن انصاریان


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 13/10/90 ] [ 12:54 صبح ] [ مهدی رهبرزارع ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
تابلو اعلانات

مهدی رهبرزارع[74]
یا علی ذکر قیام قائم است
مسافر کربلاءFREE UPLOAD CENTER
برچسب‌ ها
()
بایگانی
امکانات





Powered by WebGozar

mouse code

کد ماوس